این سطور، چکیده ای از بیانات ایشان در خطبههای نماز جمعه قم در 27/2/87 است.
ــ ايام فاطميه نبايد تنها به عزاداري خلاصه شود بلكه بايد بخشي را هم به تدريس و تبيين خطبههاي آن حضرت پرداخت.
ــ بخشي از خطبههاي حضرت فاطمه زهراء (س) همسطح با خطبههاي حضرت علي (ع) درنهج البلاغة است ؛ لذا بايد بيش از اين، به اين خطبهها توجه شود.
ــ البته در سالهاي اخير خطبه حضرت فاطمه زهراء (س) مورد توجه قرار گرفته و عده اي به شرح و حفظ آن پرداختهاند ؛ اما عزاداريهاي ايام فاطميه هم نبايد تنها در عزا و مرثيهسرايي خلاصه شود بلكه بايد درسهايي از خطبههاي حضرت فاطمه (س) را براي مردم بيان كرد.
ــ بايد در مورد برخي سخنان آن حضرت تحقيق و پژوهش علمي صورت گيرد و خطبه هاي حضرت فاطمه زهرا(س) در مراكز علمي كشور تدريس شود.
ــ در فضاي عمومي فعلي جامعه، تنها بايد بخشي از ايام فاطميه را به روضهخواني اختصاص داد و قسمت ديگري از اين زمان را به تدريس و تبيين اين خطبهها پرداخت.
ــ اگر جريان فاطميه احياء شود همه مناسبتهايي كه در زير مجموعهي وجود مقدس حضرت زهراء (س) انجام ميشود به مقصد خواهد رسيد
فدك نام سرزميني در حوالي شرقي منطقه خيبر ، حدود بيست فرسخي (120 كيلومتري) مدينه منوره بود. اين منطقه در زمان رسول خدا ( ص) داراي چشمهاي پر آب، نخلستان، مزرعه و قلعهاي مسكوني بود و گروهي از يهوديان در آن ميزيستند .
پس از آنكه لشگر اسلام ـــ با قهرماني شگفتانگيز علي (ع) ـــ و يهوديان را شكست داد و قلعههاي خيبر را فتح كرد ، اهالي فدك ( كه براي جنگ با مسلمين ، به خيبريان قول همكاري داده بودند) بدون جنگ و خونريزي خود را تسليم پيامبر ( ص) كردند . لذا منطقه فدك بدون جنگ در اختيار رسول خدا (ص) قرار گرفت و به حكم قرآن ( آيههاي 6 و 7 سوره حشر ) به شخص آن حضرت اختصاص يافت. مطابق اين آيات، مسلمانان و مجاهدان ــ بر خلاف غنايمي كه در اثر جنگ به دست مسلمين ميافتاد ــ در آن سهمي نداشتند.
مورخان و راويان سني و شيعه اجماع دارند كه پس از نزول آيه شريفه ذي القربي (آيه 26 سوره اسراء)، پيامبر (ص) حضرت فاطمه زهرا (س) را نزد خود خواند و اين مال شخصي خود، يعني سرزمين وسيع و حاصلخيز فدك، را به ايشان بخشيد و ملك وي قرار داد.
پس از ارتحال پيامبر (ص) ، خليفه اول عدهاي را به فدك فرستاد و آنان وكلاي مالك آن يعني حضرت زهرا (س) را بيرون كنند و آن ملك را غصب نمودند. حضرت فاطمه ( س) نزد ابوبكر آمد و حق خود را طلبيد.
قضاوت و داوري ابوبكر در اين ماجرا، اشكالات شكلي و ماهوي فراواني دارد ؛ از جمله :
1. بنابر آيين دادرسي اسلامي و مطابق قواعد فقه اسلامي، اگر شخصي مالي را در اختيار داشته باشد ( مثلا خانهاي را در تصرف داشته باشد ) و ديگري ادعاي مالكيت آن مال را بكند، «مدعي» بايد ادعاي خود را اثبات كند نه كسي كه خانه در تصرف اوست. اما خليفه اول ، بر خلاف اين حكم مسلم و واضح ، از فاطمه (س) كه فدك را در تصرف داشت خواست كه ادعاي مالكيت خود را اثبات كند و شاهد بياورد !
2. از مسلمات فقه است كه تا كسي عليه متصرف شكايت نكرده است، قاضي نميتواند متعرض او شود. درباره فدك نيز كسي نزد خليفه شكايت نبرده بود.
3. خليفه خود مدعي و شاكي بود به قضاوت پرداخت ، و اين از نظر فقه اسلام مجاز نيست .
4. قاضي ابتدا بايد سخن مدعي و منكر را بشنود و سپس حكم كند، و پس از آن ، حكم اجرا شود . اما در اينجا ، قبل از شكايت، تفهيم اتهام، داوري، صدور حكم و ... ، خليفه فدك را گرفته بود! اين امر نيز با موازين قضايي سازش ندارد.
5. مطابق قانون ، قاضی در صورتی که خود، علم و یقین به حقيقت داشته باشد میتواند به علم خود عمل کند . خلیفه به حکم آیه تطهیر ، می دانست که حضرت فاطمه (س) ، معصوم و طاهر است و دروغ نمی گوید. اما با وجود این علم ، سحن او را نپذیرفت و از او شاهد طلبید .
6. با وجود اینکه ارائه شاهد قانونا بر عهده خلیفه بود (چرا كه او مدعي بود) ، حضرت زهرا (س) دو شاهد ارائه کرد: «حضرت علی علیه السلام» و «جناب ام ایمن». از این دو شاهد ، اولی به حکم آیهي تطهیر ، معصوم بود و دومی کسی بود که پیامبر او را اهل بهشت معرفی کرده بود . شهادت علی (ع) برای کسی که به آیه تطهیر اعتقاد داشته باشد ، علمآور بود و می توانست جایگزین شهادت دو شاهد شود . همچنین شهادت ام ایمن ، به دلیل سخنی که رسول خدا (ص) درباره او فرموده بود ، اطمینان آور بود و میتوانست جایگزین شهادت دو زن و یا مکمل شهادت یک مرد گردد . اما خلیفه با کمال تعجب و تأسف ، شهادت آن دو را نپذیرفت و گفت: «شهادت یک مرد و یک زن قبول نیست ؛ بلکه باید دو مرد، یا یک مرد و دو زن شهادت دهند» !!
7. می دانیم که پیامبر (ص) ، شهادت صحابی جلیل القدر «خزیمة بن ثابت» را به جای شهادت دو شاهد پذیرفت و وی به « ذوالشهادتین » مشهور گشت. حال، آيا شهادت علي (ع) كه هم سبقت در اسلام داشت و هم به حكم قرآن، معصوم بود، به اندازه شهادت خزيمه ارزش نداشت؟!
8. مطابق آیین دادرسی در اسلام ، براي اثبات مالکیت در دادگاه، به دو شاهد مرد نیاز نیست ؛ بلکه «یک شاهد و قسم» نیز کارساز است. به عبارت ديگر، در نزاع مالی، سوگند ، مکمل گواهی یک شاهد میشود. مسأله فدک نیز نزاعی مالی بود.
9. به دلیل کثرت مصاحبت خلیفه اول و دوم با رسول خدا (ص) ، آنان به طور قطع از واگذاری فدک به حضرت زهرا (س) اطلاع داشتند . بنابراین ، علیرغم تمامی اشکالات شکلی و ماهوی دادرسی آنان ، خلیفه عمدا خلاف علم خود عمل کرد .
10. شاید از مهمترین ادلهي بیاساس بودن داوری خلیفه اول این باشد که در طول تاریخ هیچگاه این قضاوت او پذیرفته نشد و بارها فدک به اهل بیت (ع) بازگردانده شده است . این کار اولین بار به دست « عمربن عبدالعزیز» صورت گرفت .
برگرفته از کتاب «فدک» - رضا استادی - با اندکی تلخیص
| در ژاپن، تاثير بسم الله الرحمن الرحيم بر آب زمزم بررسي شد |
|
مركز پژوهشی «هادو» در توكيو در تحقيقی جامع با استفاده از فنآوری نانو، تأثير تلاوت آيات الهی بر روی آب زمزم را مورد بررسی قرارداد. |
| روند رو به رشد جمعیت مسلمانان جهان |
|
بر اساس سرشماریهای اخیر جمعیت مسمانان روندی رو به رشد داشته، به طوری که اینک تعداد مسلمانان بیش از |
جوانان و نوجوانان در هر جامعه اى گنجينه هاى سرشارى هستند كه اگر مربيان و متوليان براى آنان سرمايه گذارى شايسته انجام دهند و اين گروه فعال و پرشور را با رفتار حكيمانه ، تكريم شخصيت و احترام به نيازها ، به اهداف مطلوب و ايده آل خود هدايت نمايند ، علاوه بر اين كه آنان را از خطر انحراف و ترديد در هويت و آسيبهاى اجتماعى مصونيت بخشيده اند ، قلبهاى پاك و زلال آنان را به سوى نيکی ها ، زيبايىها و اخلاق پسنديده رهنمون می شوند و جامعه آينده را از نظر سلامت و حفظ ارزشها و فرهنگ ، بيمه نموده اند. امام صادق عليه السلام در مورد سرمايه گذارى معنوى براى نسل نو و حفاظت نوجوانان از گروههاى منحرف و كج انديش ، مىفرمايند: « نوجوانان خود را با احاديث ما آشنا كنيد قبل از اين كه مرجعه (يكى از گروههاى منحرف) بر شما پيشى گيرند. » (1)
ارتباط با نسل جوان
هدايت و تربيت نسل جوان به لحاظ اهميتى كه دارد امروزه بيش از گذشته مورد توجه انديشمندان و جوامع مختلف قرار گرفته است. جوان داراى خصوصيات عاطفى ، اجتماعى و جسمانى است. حساسيت ، تنوع خصلتهاى رفتارى ، هيجانهاى درونى ، علاقه شديد به دوستى با همسالان ، عدم كنترل رفتار ، حب ذات ، الگو پذيرى و تقليد ، افتخار به شخصيت و تشخص طلبى و ميل به آزادى ، شمهاى از ويژگىهاى اوست.
با توجه به اين ويژگىها ، شيوه رفتارى امام صادق عليه السلام با جوانان ، و همچنين سخنان و دستور العملهاى آن حضرت براى جوانان و برخورد با آنان ، بهترين نسخه شفا بخش و راه گشاست. نگاههاى مهربان ، بزرگداشت شخصيت ، توجه به استعداد و صلاحيت آنان ، احترام به نيازهاى فردى و اجتماعى ، رفتار محبت آميز و حكيمانه و سرشار از عاطفه و خلوص ، موجب جذب جوانان به سوى آن حضرت بود.
آن حضرت به سرعت پذيرش سجاياى اخلاقى در نوجوانان توجه كرده و به ابوجعفر ; مؤمن طاق مىفرمايد:
« بر تو باد تربيت نوجوانان ، زيرا آنان زودتر از ديگران خوبىها را مىپذيرند.» (2)
در اينجا به ذکر چند نمونه از شيوه ها و راه كارهاى عملى برخورد و هدايت جوانان در پرتو گفتار و رفتار صادق آل محمد عليه السلام مىپردازيم:
1 - رفتار نيكو و ملايم
نوجوان ، قلبى پاك ، روحى حساس و دلى نازك و عاطفى دارد پس در برخورد با او بايد راه نرمى و ملايمت پيش گرفت. نگاه مهربان ، ارزش دادن به شخصيت و رفتار خوش ، بهترين شيوه ارتباط با اوست. محبت ، اظهار علاقه ، صدا كردن با القاب ، عناوين و نامهاى زيبا او را به سوى مبلغ و مربى جذب مىكند و در اين حال مى توان ارتباط قلبى و عاطفى با او ايجاد كرد ، سخنانش را شنيد ، راهنمايى كرد ، لغزشها را متذكر شد و بالاخره در عالم دوستى كه يك ارتباط شديد روحى و عاطفى برقرار است ، مىتوان صفات زيبا را به او القاء نمود ، نيازهاى بسيارى را از او برطرف كرد و او را از آلودگىها بر حذر داشت ، زيرا گرايش جوان به خوبىها و زيبايىها از ديگران بهتر و سريعتر انجام مىپذيرد.
امام صادق عليه السلام فرمود:« هر كس سه خصلت را دارا نباشد از ايمان خود سودى نخواهد برد: اول - بردبارى ، كه جهل نادان را برطرف كند. دوم - پارسائى ، كه او را از حرام باز دارد و سوم - رفتار نيكو كه با مردم مدارا نمايد.» (3)
ادامه مطلب
|
سقوط طالبان در اکتبر سال 2001 و سقوط صدام و حکومت بعثی عراق در مارس 2003، توازن قدرت را در منطقه خاورمیانه بر هم زده و آرایش جدیدی در ساختار ژئوپولیتیکی منطقه به وجود آورد.تا پیش از سقوط صدام، منازعه منطقهای بین مدعیان قدرت سه ضلع اصلی داشت: ایران، عراق و عربستان (به نمایندگی از کشورهای عربی با حکومت های سنی.(اگرچه رژیم صهیونیستی همیشه کوشیده است تا در منازعات بین قدرت های اصلی منطقه نقش کلیدی بازی کند، اما به سبب دوری جغرافیایی از کانون اصلی تحولات (منطقه خلیج فارس) و عدم مشروعیت لازم، نتوانسته است به این مهم دست پیدا کند. حمله صدام به کویت در آغاز دهه 1990 میلادی، پس از یک دوره جنگ هشت ساله با ایران برای تغییر جغرافیای سیاسی، نظامی و استراتژیک منطقه که به شکست انجامید، آغاز دوره تازه ای از رویارویی ها بود. تا پیش از آن توازن منطقه ای بین کشورهای عربی (به نمایندگی عراق و عربستان) و ایران به صورت یک معادله پیچیده مطرح بود. اما حمله کویت این معادله را پیچیده تر کرد و سبب شکاف بین اضلاع متحد این مثلث قدرت (جبهه ی اعراب) گردید. که تا سقوط صدام در سال 2003 ادامه یافت.مفهوم فضای حیاتی (Vital Space)، که نخستین بار در سال 1899 توسط «فردریش راتزل» مطرح گردید، دولت را به مثابه ی شکل گسترش حیات در پهنه های جغرافیایی به تصویر می کشد. فضای حیاتی، فضایی است که برای زندگی هر ارگانیسم ضروری است و دولت ها نیز به مثابه یک ارگانیسم، احتیاج به یک مکان مشخص سرزمینی (چه از لحاظ فیزیکی و چه از لحاظ فرهنگی، اقتصادی و سیاسی) دارند و از این رو، این فضا با ورود به عرصه فرهنگ، آن هم در تمدن های بزرگی چون ایران بسیار بزرگ تر از فضای سرزمینی تحت تصرف فیزیکی است. سقوط صدام در سال 2003 کفه معادله قدرت را به سمت ضلع دیگر، یعنی ایران سنگین کرده و دامنه نفوذ آن را بر مردم منطقه بیش از پیش کرد. امروزه دامنه نفوذ ایران از لبنان تا مناطق اشغالی فلسطین، از عراق تا سوریه و کشورهای حاشیه خلیج فارس تعریف می گردد و همه منطقه خاورمیانه جزئی از «فضای حیاتی»1 ایران قلمداد می شود.پس از سقوط صدام برای اولین بار در طول تاریخ مدرن جهان عرب، شاهد ظهور یک حکومت شیعه ی عرب در یک کشور عربی (که از دهه 1950 به بعد تحت شدیدترین تدابیر امنیتی حکومتی های سنی آن بوده است)، هستیم که این به هیچ وجه نه برای اعراب سنی و حکومت های آنان و نه برای رژیم صهیونیستی و امریکا خوشایند نیست. |
|
|
ادامه مطلب
سخن از قيام پيامبران، امامان و مصلحان بزرگ تاريخ بسيار است كه در اين ميان حسين(ع) جايگاه ويژه اي دارد. او شاهد و وارث تاريخي است كه در آن جنايت و بيداد و نيرنگ و فريب به نهايت رسيده است. او مي بيند كه اگر ساكت بماند همه چيز پايمال مي شود. اين است كه مراسم حج را نيمه كاره مي گذارد و به سوي شهادت مي رود
.«
تا به بشريت و به تاريخ بفهماند كه در حاكميت جور، حج مفهومي ندارد. تا شعار عدالت اجتماعي و قيام مردم به قسط به اجرا در نيايد، تا استعدادهاي خدايي انسان مجالي براي شكوفايي پيدا نكنند»، اسلام كه خود براي نجات انسان از اسارت و بردگي است وسيله اي مي شود براي توجيه استبداد و استثمار و مي بينيم كه در عاشوراي سال ۶۱ هجري جبهه باطل نه به نام دفاع از ارزش هاي بي ارزش خويش كه به نام دفاع از اسلام، با همه نيرو و توان خود در مقابل حسين(ع) صف آرايي كرد. و يك بار ديگر سايه هاي شوم ابليس، زر و زور و تزوير آشكارا با هم، هم پيمان شدند و فرزند پاك محمد(ص) ،علي(ع) و فاطمه(ع) را به عنوان كسي كه از دين خارج شده است محكوم و قتل او را توجيه شرعي مي كنند. حسين(ع) در صحراي نينوا مردانه مي ايستد و با خون خويش نهال آزادي و رهايي انسان و اسلام را آبياري مي كند و سپاه كفر به شكرانه اين پيروزي جشن مي گيرد، خيمه هاي حسين(ع) را به آتش مي كشد و زنان و فرزندانش را به اسارت مي برد.براي بزرگداشت آن حماسه، مسلمانان و آزادگان در سالگرد حماسه سازان عاشورا به سوگ مي نشيند
بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب
تاسوعای حسینی تسلیت باد
ادامه مطلب

شهادت مظلومانه سيدالشهدا و يارانش در كربلا، تأثير بيدارگر و حركت آفرين داشت و خونى تازه در رگ هاى جامعه اسلامى دواند، جو نامطلوب را شكست و امتداد آن حماسه، در طول تاريخ ، جاودانه ماند. حتى در همان سفر اسارت اهل بيت عليهم السلام نيز، تأثيرات سياسى اين حادثه در انديشه هاى مردم آشكار شد. گروهى از اسرا را كه به شام مى بردند، چون به "تكريت" رسيدند، مسيحيان آنجا در كليساها جمع شدند و به نشان اندوه بر كشته شدن حسين عليه السلام، ناقوس نواختند و نگذاشتند آن سربازان وارد آنجا شوند. به شهر" لينا" نيز که رسيدند، مردم آنجا همگى گرد آمدند و بر حسين(ع ) و دودمانش سلام و درود فرستادند، امويان را لعن كردند و سربازان را از آنجا بيرون كردند. چون خبر يافتند كه مردم " جهينه" هم جمع شدند تا با سربازان بجنگند وارد آن نشدند. به قلعه " كفر طاب " رفتند، به آنجا نيز راهشان ندادند. به "حمص" كه وارد شدند، مردم تظاهرات كردند و شعار دادند:" اكفرا بعد ايمان و ضلالا بعد هدى؟" و با آنان درگير شدند و تعدادى را كشتند. برخى از تأثيرات حماسه عاشورا از اين قرار است:
1ـ قطع نفوذ دينى بنى اميه بر افكار مردم .
2ـ احساس گناه و شرمسارى در جامعه، به خاطر يارى نكردن حق و كوتاهى در اداى تكليف.
3ـ فرو ريختن ترس و رعب ها از اقدام و قيام بر ضد ستم.
4ـ رسوايى يزيديان و حزب حاكم اموى.
5 ـ بيدارى روح مبارزه در مردم.
6ـ تقويت و رشد انگيزه هاى مبارزاتى انقلابيون.
7ـ پديد آمدن مكتب جديد اخلاقى و انسانى ( ارزش هاى نوين عاشورايى و حسينى ).
8ـ پديد آمدن انقلاب هاى متعدد با الهام از حماسه كربلا.
9ـ الهام بخشى عاشورا به همه نهضت هاى رهايى بخش و حركت هاى انقلابى تاريخ .
10ـ تبديل شدن "كربلا" به دانشگاه عشق، ايمان ، جهاد و شهادت براى نسل هاى انقلابى شيعه.
11ـ به وجود آمدن پايگاهي نيرومند، عميق و گسترده تبليغى و سازندگى در طول تاريخ ، بر محور شخصيت و شهادت سيد الشهدا عليه السلام.
از نهضت هاى شيعى پس از عاشورا، مىتوان "انقلاب توابين"، "انقلاب مدينه" ، " قيام مختار"، " قيام زيد" ،... و حركت هاى ديگر را نام برد. تأثير حماسه عاشورا را در انقلاب هاى بزرگى كه در طول تاريخ، بر ضد ستم انجام گرفته، چه در عراق و ايران و چه در كشورهاى ديگر، نبايد از ياد برد. " فرهنگ شهادت" و انگيزه جهاد و جانبازى كه در انقلاب اسلامى ايران و هشت سال دفاع مقدس در جبهه ها جلوه گر بود، گوشه اى از اين تأثير پذيرى است. يكى از نويسندگان محقق، نتايج نهضت كربلا را عبارت مى داند از:
1ـ پيروزى مسأله اسلام و حفظ آن از نابودى .
2ـ هزيمت امويان از عرصه فكرى مسلمين.
3ـ شناخت اهل بيت (ع ) به عنوان نمونه هاى پيشوايى امت.
4ـ تمركز شيعه از بُعد اعتقادى بر محور امامت.
5ـ وحدت صفوف شيعه در جبهه مبارزه.
6ـ ايجاد حس اجتماعى در مردم.
7ـ شكوفايى موهبت هاى ادبى و پديد آمدن ادبيات عاشورايى.
8 ـ منابر وعظ و ارشاد، به عنوان وسيله آگاه کردن مردم.
9ـ تداوم انقلاب به صورت زمينه سازى نهضت هاى پس از عاشورا.
حادثه كربلا، گشاينده جبهه اعتراض عليه حكومت امويان و سپس عباسيان شد، چه به صورت فردى كه روح هاى بزرگ را به عصيان و افشاگرى واداشت، و چه به شكل مبارزه هاى گروهى و قيام هاى عمومى در شهرى خاص يا منطقهاى وسيع.
خون او تفسير اين اسرار كرد ملت خوابيده را بيدار كرد
پىنوشت ها:
1. کليات اقبال لاهوري، ص 75.
2. برگرفته از کتاب فرهنگ عاشورا، جواد محدثي، ص 2۱
موضوع پوشيدن جامه سياه كه با فرارسيدن ايام محرم الحرام حال و هواي خاصي به خود مي گيرد، از گذشته تا به امروز مطرح بوده و هميشه با دو ديدگاه با آن برخورد شده است.
ديدگاه اول، نظر كساني است كه با عشق و علاقه وصف ناپذيري در ايام محرم سوگواري اهل بيت(ع) خصوصا در دو ماه محرم و صفر، لباس سياه به تن كرده و بيرق هاي مشكي بر سر در منازل خود نصب مي كنند و معتقدند كه اين لباس اظهار حزن و همدردي با عترت پاك پيامبر اكرم(ص) است .ديدگاه دوم، نظر كساني است كه مي گويند پوشيدن لباس سياه، مفهوم چنداني ندارد و بي خاصيت است و به نوعي تحت تاثير القائات و تفكرات روشنفكرمآبانه قرار گرفته و با ژست هاي به اصطلاح علمي و تجددگرايانه به ديدگاه اول حمله مي كنند و آنان را به دور از قافله تمدن معرفي مي كنند. متاسفانه عده اي نيز به خاطر عدم آگاهي از حقيقت امر، دچار تحير شده و در بلاتكليفي اند كه واقعيت كدام است؟
الف) از نظر فقهي، آنچه از روايات استفاده مي شود، مكروه بودن پوشيدن لباس سياه در نماز و غيرنماز است و از حد كراهت تجاوز ننموده است. نكته اي كه قابل توجه مي باشد اينكه عده اي از فقها قائلند كه پوشيدن لباس سياه در عزاداري امام حسين(ع) از اين حكم كراهت مستثني است و پوشيدن آن در عزاداري امام حسين(ع) كراهت ندارد، علت كراهت را اين گونه بيان كرده اند كه پوشيدن لباس سياه در ايام وفات ائمه(ع)خصوصا در ايام محرم و صفر، در حقيقت اظهار مودت و محبت به ساحت مقدس اهل بيت(ع) است. شيعيان و محبان آن بزرگواران با به تن كردن جامه سياه، حزن و اندوه خود را ابراز كرده و به سفارش ائمه (ع) كه فرموده اند: شيعيان در حزن ما محزونند، عمل مي كنند.
بعلاوه اين سياه پوشي، خاصيت سازنده ديگر ي به نام احياي امر اهل بيت(ع) دارد كه مطلوب و محبوب آن ذوات مقدس است كه فرمودند: «رحم الله من احيا امرنا» يعني مشمول رحمت حق باد، كسي كه امر ما را احيا كند.
بدون ترديد وقتي پير و جوان، بزرگ و خردسال، در اين ايام لباس سياه مي پوشند، يادآور حزن و مصيبت جانكاهي است كه به وجود مقدس حضرت سيدالشهدا(ع)، رسيده است و حقيقت اين است كه بقاي اسلام مرهون دو ماه محرم و صفر است.
ب) از نظر تاريخ، چنانكه مورخين نوشته اند، بعد از واقعه جانسوز عاشورا، زنان خاندان پاك رسول الله(ص) اولين كساني بودند كه تا يك سال لباس سياه به تن داشتند و چنان مشغول عزاداري بودند كه امام سجاد(ع) براي آنها غذا فراهم مي ساختند. در طول تاريخ نيز پوشيدن لباس سياه در عزاداري اهل بيت(ع) به صورت يك سنت ارزشمندي در بين شيعيان و محبان رايج بوده است.
بعضي از فقهاي بزرگ مقيد بودند در ايام سوگواري امام حسين(ع) جامه سياه مي پوشيدند و به آن تبرك مي جستند و با جديت از آن نگهداري و مراقبت مي كردند و وصيت مي نمودند بعد از رحلتشان به عنوان تبرك باآنها دفن شود.
بنابر اين پوشيدن لباس سياه در ايام سوگواري ائمه(ع) خصوصا در دو ماه محرم و صفر نه تنها كراهت ندارد بلكه از آن جهت كه اظهار همدردي با آن ذوات مقدس و احياي امر ايشان مي باشد، داراي فضيلتي بس بزرگ است. «ولقد عظمت المصيبه بك علينا و علي جميع اهل الاسلام»
يكي از القاب امـام حسين در بسياري از زيـارتنامـه هـا و احاديث، مظلوم است، حتّي بعضي از آيات قرآن نيز به همين مطلب اشاره دارد
وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلوُماً فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَليِّهِ سُلْطَاناً وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا اَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُون . سوره اسراء آيه 33 و سوره شعراء آيه 225
بـه عقيده بعضي از مفسرين اين آيـات بـه شهادت مظلومانه امام حسين و مظلوميت اهل بيت تفسير شده است
تفسير برهان جلد 2 ذيل آيات فوق
از دو جهت اين مظلوميت قابل بررسي است
الف: از ديدگاه قوانين و قواعد جنگي
در تمام جوامع بشري جنگها نيز آدابي دارد كه رعايت آن از سوي دوطرف ضروري است و تجاوز از آن امري غيرقانوني و غير انساني محسوب مي شود. در واقعه كربـلا بسياري از اعمال كـه بر امـام و اهـل بيت واصحابش روا داشته انـد در تمـام فرهنگ هاو جوامع انساني ظلم و ستم شناخته مي شود، از قبيل
ـ شكستن عهد و پيمان
ـ كشتن مهمان
ـ منع آب حتي از اطفال
ـ كشتن بچه ها در مقابل ديدگان مادر
ـ آتش زدن خيمه هاي زن و بچه هاي بي پناه
ـ هجوم بر اطفال و شكنجه دادن آنها و كشتن زن
ـ برهنه كردن بدن شهداء و تاختن اسب بر بدن آنان
ـ به اسارت گرفتن زنان و بچه ها وسخت گيري بر آنان
ـ شكنجه و در غل و زنجير كردن بيمار (امام سجاد عليه السلام ) وسخت گيري
ـ بريدن سرهاي شهداء و آويختن آن به گردن اسبها و نيزه ها
ـ نان و غذاي كافي ندادن به اسيران (مخصوصاً بچه ها) و اسكان در مكانهاي نا مناسب
ـ شكنجه اسيران با عبور دادن آنها از كنار بدن هاي پاره پاره و بدون سر آنان
ب:از ديدگاه دين مبين اسلام
پاره اي از ظلم و ستمها در روز عاشورا علاوه بر تخلف از قوانين جنگي، نقض آشكار دستورات دين اسلام بوده است از قبيل
ـ جنگ در ماه حرام
ـ كشتن فرزند و سبط پيامبر(صلي الله عليه وآله) وبرترين امت
ـ كشتن و اسير گرفتن زنان مسلمان و اطفال
ـ بي حرمتي به اجساد و مثله كردن و بريدن سر امام و شهداء
ـ حمله به امام در وقت اقامه نماز
ـ قتل صبر
امام سجاد (عليه السلام) فرمود : اَنَا بْنُ مَنْ قُتِلَ صَبْرَاً وَ كَفَي بِذَلِكَ فَخْرَاً
من فرزندكسي هستم كه به مرگ صبر او را به شهادت رسانده اند
قتل صبر: انسان يا جانداري را در حالي كه زنده است آن قدر به او ضربه و زخم وارد كنند تا بتدريج بميرد كه در اسلام از اين عمل نهي شده است
امام حسين (عليه السلام) با 33 زخم نيزه و 34 ضربه شمشير و... به شهادت رسيد
عاشورا و انتظار
امام چهارم حضرت سيد الساجدين زين العابدين علي بن الحسين از پدرش سيد الشهداء حسين بن علي عليهما السلام نقل مي كند كه پدرم فرمود : يا وَلَدي يا عَليّ وَاللهِ لا يَسْكُنُ دَمي حَتّي يَبْعَثَ اللهُ الْمَهديَّ فَيَقْتُلَ عَلي دَمي مِنَ الْمُنافِقينَ الْكَفَرَةِ الْفَسَقَةِ سَبْعينَ اَلْفاً
اي فرزندم، اي علي، به خدا قسم خون من از جوشش نمي افتد تا اينكه خداي متعال حضرت مهدي عج را برانگيزاند تا انتقام خون مرا از هفتاد هزار نفر از منافقين و فاسقين بگيرد
موسوعه كلمات امام حسين ص 371
عاشورا و انقلاب اسلامي
نهضت عاشورا به لحاظ ماهيت اسلام خواهي، اصلاح طلبي و ظلم ستيزي اش، همواره الهام بخش انقلابيون و حركتهاي اصلاحي بوده است، انقلاب اسلامي ايران نيز از آن سر چشمه سيراب شدو از محتواي عاشورا الهام گرفت، شرايط سياسي و اجتماعي ايران قبل از انقلاب، شبيه دوران بني اميه بود، فساد و ظلم حاكميت داشت، اسلام در حال فراموشي و انزوا بود، ابتذال فرهنگي غربزدگي، معروف شدن منكر، منكر شدن معروف، زندان وشكنجه آزاد مردان وحيف و ميل بيت المال و… ، همه شرايطي را به وجود آورده بود كه اصلاحي عميق را مي طلبيد امام خميني (ره) با الهام از عاشورا، روح حماسه و غيرت ديني را در مردم دميد و آنان را به حكومت اسلامي و حاكميت ارزشهاي قرآني فرا خواند، همانند جدش سيد الشهداء مفاسد رژيم منحط طاغوت را بر شمرد و از تبيين مفاسد معاويه، يزيد، ابن زيـاد و … ذهنها بـه مفـاسد و مظـالم طاغوتيان منتقل مي شد. ولـذا مـردم مبارزات خـود را بـر ضد يـزيد زمـانـه مي دانستند و شعارهاي زمـان انقلاب، ايـن پيـونـد را تـائيد مي كند، مـردم مي گفتند .
نهضت ما حسيني رهبر ما خميني
عاشورا محور بسيج مردم و عنصر شهادت، به مبارزه مردم روح و جان مي بخشيد. بهره هاي عاشوراي حسيني به انقلاب اسلامي فراوان مي باشد و به تعبير امام خميني ره اگـر قيـام حـضرت سيّد الشهداء نبـود، امـروز ما هم نمي توانستيم پيروز شويم
غم عاشورا
قالَ الرضاعليه السلام: مَنْ كانَ عاشورا يَوْم مُصيبَتِهِ و بُكائِهِ جَعَلَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ يَوْمَ الْقيامَة، يَوْمَ فَرَحِهِ وَ سُرورِهِ
امام رضا عليه السلام فرمود: هر كس عاشورا را روز مصيبت و اندوه و گريه خود قرار دهد، خداوند روز قيامت را روز شادي و سرور اوقرار مي دهد بحار الانوار ج 44 ص 284
آيا مي دانيد كه
ـ در كربلا، پنج نفر از اطفال نابالغ به همراه امام حسين به شهادت رسيدند، طفل شير خوار امام، علي اصغر، عبدالله بن حسن بن علي، قاسم بن حسن بن علي، محمد بن ابي سعيد و عمر بن جناده انصاري
ـ در كربلا، يك زن بنام اُمّ وهب نمريه قاسطيه همسر عبدالله بن عمير كلبي در دفاع و حمايت از امام به شهادت رسيد
ـ در كربلا دو زن بنامهاي اُمّ عبدالله بن عمير و اُمّ عمر بن جناده در ياري امام حسين جنگيدند
ـ در كربلا اعضاي بدن سه نفر از ياران و اصحاب امام حسين تكه تكه شده است، عباس بن علي، علي بن الحسين و عبدالرحمان بن عمير
ـ در كربلا چند گروه از برادران به همراه امام به شهادت رسيدند
الف: عباس،عثمان،جعفر، ابوبكر،عبدالله، همگي از فرزندان مولا اميرالمؤمنين و برادران امام حسين بودند
ب: علي اكبر و علي اصغر از فرزندان امام حسين
ج: قاسم، ابوبكر،عبدالله از فرزندان امام حسن مجتبي
د: عون و جعفر از فرزندان حضرت زينب و عبدالله بن جعفر
ه: عبدالله و محمد از فرزندان مسلم بن عقيل
و: مسلم و عبد الرحمان و جعفر از فرزندان عقيل بن ابي طالب
ـ در كربلا سرهاي سه نفر از ياران امام حسين به سوي آن حضرت پرتاب شد، عبدالله بن عمير كلبي عمر بن جناده، عابس بن ابي شبيب شاكري
شيعه امام حسين
شيعه بايد آبها را گل كند
خط سوم را به خون كامل كند
خط سوم خط سرخ اولياست
كربلا بارزترين منظور ماست
شيعه يعني تشنه جام بلا
شيعگي يعني قيام كربلا
شيعه يعني بازتاب آسمان
بر سر ني جلوه ي رنگين كمان
از لب ني بشنوم صوت تو را
صوت « اني لا اري الموت» تو را
شيعه يعني امتزاج ناز و نور
شيعه يعني رأس خونين در تنور
شيعه يعني هفت وادي اضطراب
شيعه يعني تشنگي در شط آب
